خرید بک لینک
1- با دوستم نهار بیرون قرار داشتم . قبلش رفتم گلفروشی سر راهم و یک شاخه گل رز خریدم . یه رنگ خاصی بود کرم رنگ بود که توش یه ذره صورتی یا گلبهی هم داشت واقعا قشنگ بود . گلفروش فقط پیچیدش توی زرورق و یه روبان کرم رنگ بهش زد و داد دستم و بردمش برای دوست

برچسب: نویسنده: نگار شمس تاريخ: يکشنبه 31 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:16

1- شرکت معلم ورزش گرفت و گفت هر کس میخواد بعد از ظهرها بیاد تو رستوران برای ورزش . برای ما عجیب بود ولی رفتیم . یه معلم آقای نسبتا جوون ، ورزشهایی میده که با مانتو و مقنعه مشکلی ایجاد نکنه ، روی زمین لازم نباشه بشینیم و واقعا هم حرکتهای مفیدی میده .

برچسب: نویسنده: نگار شمس تاريخ: يکشنبه 31 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:16

1- بیشتر از یک هفته است که اصلا اینجا نیومدم . زندائی عزیزم شنبه هفته گذشته فوت کرد و به شدت غصه دار و درگیر بودیم . خیلی براش غصه خوردم و خیلی زجر کشید قبل از فوتش . هر چی بیشتر میگذره بیشتر به عدل و انصاف تو زندگی شک میکنم .

2- کار روز به روز زیادتر میشه و داره تلنبار میشه و متاسفانه به دلیل اینکه با شرکت لج کردم اصلا اضافه کاری نمیکنم و این باعث میشه هر روز عقب تر بیفتم .

3- وضعیت روحیم خوب نیست و دارم فقط روزها رو میگذرونم .

سلامت باشین

برچسب: نویسنده: نگار شمس تاريخ: يکشنبه 31 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:16

1- دخترم تغییر مقطع داره و چند تا از مدریه های منطقه مون رو پیش ثبت نام کردیم تا بره امتحان بده . اولین مدرسه ما رو به یه نمایشگاه دعوت کرد تا دستاوردهاشون رو نشون بدن . این برنامه در موزه دفاع مقدس برگزار شد و از همون اول ورود به محموعه یه سری خاطرات بد جلوی چشمم رژه رفت . دخترم گفت چی شده ؟ گفتم م

برچسب: نویسنده: نگار شمس تاريخ: شنبه 2 ارديبهشت 1396 ساعت: 1:56

صفحه بندی